1 از مستی باده گر خروشان بدمی کی ساقی بزم درد نوشان بدمی
2 از خرقه رنگ گرنه بیرون شدمی کس واقف سرّ خرقه پوشان بدمی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای نهان در ذات پاکت ذات کَون وی عیان نور تو در مرآت کَون
2 مدتی بیمدت دور زمان بود دایم با تو خوش اوقات کَون
1 مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش که نیست هیچ حجابی چو من مرا در پیش
2 مرا ز من ز سوی کائنات با خود کش کزان طرف همه نوش است و این طرف همه نیش
1 نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک وصلتی بوجودی وجدت ذاتک ذاک
2 نظرت فیک شهود او ما شهدت سوای نظرت فی وجود او ما وجدت سواک
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به