1 یارب بجلالت رضا قطب وجود ما را بوجود خویشتن کن موجود
2 در شاهد و مشهود توئی غیر تو نیست ای دیده شاهد و جمال مشهود
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 سحر ز هاتف غیبم بگوش هوش رسید که آفتاب حقیقت ز پرده گشت پدید
2 ز پشت پرده غیب آفتاب طلعت دوست دمید و پرده پندار نه سپهر درید
1 بیک پیمانه ام دیوانه کردند ازین افیون که در پیمانه کردند
2 ثبات و صبر گنج بی زوالند که منزل در دل ویرانه کردند
1 چرخ دو تا گشته و یکتاست عشق یک اثرست و همه اشیاست عشق
2 برگ گل گلبن توحید روح بار درخت دل داناست عشق
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به