1 زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل صدسال مست باشد از بوی او نهنگ
2 آهو به دشت اگر بخورد قطرهای ازو غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 اگر امیر جهاندار داد من ندهد چهار ساله نوید مرا که هست خرام
2 همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلح همه نیوشهٔ نادان به جنگ و کار نغام
1 از پی الفغده و روزی به جهد جانورسوی سپنج خویش جویان و روان
1 ریش و سبلت همی خضاب کنی خویشتن را همی عذاب کنی
1 هرکه نامخت ازگذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به