1 باد! همه وقت، به شادی و ناز باده کش و خصم کش و بزم ساز
2 لشکر مشرق «زاودهٔ» تا به بنگ چیره دل و خیره کش و تیز چنگ
3 چند هزارش ز سواران کار تیغ زن و کینه کش و نامدار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دل از رخ تو به گل های تازه رو نرود که آرزوی عزیزان به رنگ و بو نرود
2 کسی که یاد لبت هر دمش گلوگیر است نه می که چشمه حیوانش در گلو نرود
1 چو نقش چشم توام در دل حزین گردد مرا نفس به دل خسته تیغ کین گردد
2 ترا به دیده کشم، لیک غیرتم بکشد که با تو مردمک دیده همنشین گردد
1 از نکو بد نگو نمی آید تو نکویی، نکو نمی آید
2 با من اربد کنی، نکو کن، از آنک بد جز از تو نکو نمی آید
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به