1 هر که او نقص دیگری گوید شک ندارم که نقص او باشد
2 نقص مردم مگو که نیکو نیست نقص آدم کجا نکو باشد
3 گر سراپای او فرو باشی لطف او بر سرت فرو باشد
4 ور محب لقای او باشی او محب لقای تو باشد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بحر در جوش است و رو دارد به ما گوهر دریا همی بارد به ما
2 گنج اسما حضرت سلطان عشق یک به یک مجموع بشمارد به ما
1 قدمی نه در آ در این دریا عین ما جو به عین ما از ما
2 هر که با ما نشست از ما شد بلکه گر قطره بود شد دریا
1 صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما دُرد دردش نوش کن گر می بری فرمان ما
2 ما حیات جاودانی یافتیم از عشق او همدم زنده دلان شو تا بدانی جان ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به