1 ملامتگو چه میگردد ز پی مجنون شیدا را؟ نسازد هیچ عاقل تنگ بر دیوانه صحرا را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بازآی که سینهام کباب است بی روی تو حال دل خراب است
2 دلگرمی من ز دیدن توست این آینه رو بر آفتاب است
1 مردان همه برگ ترک عالم سازند کی تخت قباد و مسند جم سازند
2 بر چرخ، ستاره گر ندارند چه باک آیینه زنان نگین خاتم سازند
1 نشسته بر سر کویی و فتنه بر پا نیست ز حیرت تو کسی را به جنگ پروا نیست
2 ز چشمم از به کناری، نشو ز طوفان امن کنار چشم من است این، کنار دریا نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به