1 بی معرفت سخن مسلسل چه کنم بی قوت عقل نکته را حل چه کنم
2 خواهم خود را درست بینم لیکن آیینه کج است و دیده احول چه کنم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را شادمان یابم دل امیدوار خویش را
2 شد دو چشمم ز انتظارش چار در راه امید چار جانب وقف کردم هر چهار خویش را
1 بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست
2 گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوق تا زیست در اندیشه ساده شکران زیست
1 ای ترا در دیده من جای خواب دیده بی خوابم از تو جای آب
2 شب چو خوابم نیست بهر دیدنت چند سازم خویش را عمدا به خواب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به