1 ما چو حلوایی و حلوا یار ماست صحن ما را پر ز حلوا کردهاند
2 مشکلات عالمی حل وا شده مشکل ما را چو حلوا کردهاند
3 ای که گوئی ذره گردد آفتاب قطرهٔ ما بین که دریا کردهاند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما دُرد دردش نوش کن گر می بری فرمان ما
2 ما حیات جاودانی یافتیم از عشق او همدم زنده دلان شو تا بدانی جان ما
1 قدمی نه در آ در این دریا عین ما جو به عین ما از ما
2 هر که با ما نشست از ما شد بلکه گر قطره بود شد دریا
1 بحر در جوش است و رو دارد به ما گوهر دریا همی بارد به ما
2 گنج اسما حضرت سلطان عشق یک به یک مجموع بشمارد به ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به