1 رفت از جهان به ماه صفر صد هزار حیف قطب سخنوران و رح پاک دین محیط
2 کلک دبیر از پی او نگاشت حیف از محیط فضل و عزیز بهین محیط
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 یک دو روزی در کفم آن سیم ساق افتاده بود یاد آن ایام خوش، کین اتفاق افتاده بود
2 بهره ای کز عمر خود بردیم، این اوقات بود که اتفاق صحبت اهل وفاق افتاده بود
1 عجب مدار اگر وضع عالم است پریش که یار کرده پریشان شکنج طُرّه ی خویش
2 مکن به حلقه ی گیسوی او گذار، ای دل که هر که یافت در آن پرده راه، گشت پریش
1 نه به تنها دل من از پی دلدار به رفت هرکجا بود دلی، در سر این کار به رفت
2 دل سودازده با سلسله رقصد زطرب تا که در سلسله ی گیسوی دلدار به رفت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به