1 ما را نبود دلی که کار آید ازو جز ناله که هر دمی هزار آید ازو
2 چندان گریم که کوچهها گل گردد نی روید و نالهای زار آید ازو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بر شکل بتان رهزن عشاق حقست لا بل که عیان در همه آفاق حقست
2 چیزیکه بود ز روی تقلید جهان والله که همان بوجه اطلاق حقست
1 ای ذات و صفات تو مبرا ز عیوب یک نام ز اسماء تو علام غیوب
2 رحم آر که عمر و طاقتم رفت بباد نه نوح بود نام مرا نه ایوب
1 آن یار که عهد دوستداری بشکست میرفت و منش گرفته دامن در دست
2 میگفت دگر باره به خوابم بینی پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست
1 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
2 نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به