1 تا چند کشم غصهٔ هر ناکس را وز خست خود خاک شوم هر کس را
2 کارم به دعا چو برنمیآید راست دادم سه طلاق این فلک اطلس را
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 غازی بره شهادت اندر تک و پوست غافل که شهید عشق فاضلتر ازوست
2 فردای قیامت این بدان کی ماند کان کشتهٔ دشمنست و این کشتهٔ دوست
1 دور از تو فضای دهر بر من تنگست دارم دلکی که زیر صد من سنگست
2 عمریست که مدتش زمانرا عارست جانیست که بردنش اجلرا ننگست
1 تا پای تو رنجه گشت و با درد بساخت مسکین دل رنجور من از درد گداخت
2 گویا که ز روز گار دردی دارد این درد که در پای تو خود را انداخت
1 ای دلبر ما مباش بی دل بر ما یک دلبر ما به که دو صد دل بر ما
2 نه دل بر ما نه دلبر اندر بر ما یا دل بر ما فرست یا دلبر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به