1 تا به خالت شد سر زلف آشنا عالمی را عام شد درد و بلا
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 عزیز اگر ز روی غمگساری خیال دوستان در خاطر آری
2 ز هجران آب بحرین دو دیده ابد بر بنده روم است جاری
1 گر چه اسباب طرب پیش من امشب نه کم است شادیم بی گل روی تو همه درد و غم است
2 داب ارباب محبت نبود آسایش لذت عاشق دل سوخته اندر الم است
1 می رسد گر شوی تو دور از ما تا سمک اشک و آه تا به سما
2 دل به کویت چنان شده است اسیر ابدا لیس یرفع القدما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به