1 نابرده بصبح در طلب شامی چند ننهاده برون ز خویشتن کامی چند
2 در کسوت خاص آمده عامی چند بدنام کننده نکو نامی چند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نظرت فی رمقی نظره فصا ز فداک وصلتی بوجودی وجدت ذاتک ذاک
2 نظرت فیک شهود او ما شهدت سوای نظرت فی وجود او ما وجدت سواک
1 مرا ز من بستان دلبرا بجذبه خویش که نیست هیچ حجابی چو من مرا در پیش
2 مرا ز من ز سوی کائنات با خود کش کزان طرف همه نوش است و این طرف همه نیش
1 ای نهان در ذات پاکت ذات کَون وی عیان نور تو در مرآت کَون
2 مدتی بیمدت دور زمان بود دایم با تو خوش اوقات کَون
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به