1 امشب که شراب جان مدامست مدام ساقی شه و باده با قوامست قوام
2 اسباب طرب جمله تمامست تمام ای زندهدلان خواب حرامست حرام
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تو چنین نبودی تو چنین چرایی چه کنی خصومت چو از آن مایی
2 دل و جان غلامت چو رسد سلامت تو دو صد چنین را صنما سزایی
1 بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین
2 دشمن جانهای ماست دوستی دوستان مادر فتنه شدهست حامله یا مسلمین
1 هله هش دار که در شهر دو سه طرارند که به تدبیر کلاه از سر مه بردارند
2 دو سه رندند که هشیاردل و سرمستند که فلک را به یکی عربده در چرخ آرند
1 بوقلمون چند از انکار تو در کف ما چند خلد خار تو
2 یار تو از سر فلک واقف است پس چه بود پیش وی اسرار تو
1 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد
2 در این بازار عطاران مرو هر سو چو بیکاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به