1 به نغمه خوش داودی و از آن آوا دلم چو مرغ به نغمه بر تو روی نهاد
2 سزد که نرم کنی بر من آهنین دل خود که نرم کردی داود آهن و پولاد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چون نای بینوایم ازین نای بینوا شادی ندید هیچ کس از نای بینوا
2 با کوه گویم آنچه ازو پر شود دلم زیرا جواب گفته من نیست جز صدا
1 لوا و عهد خطاب خلیفه بغداد خدای عزوجل بر ملک خجسته کناد
2 ابوالملوک ملک ارسلان بن مسعود که تخت و ملک و فلک مثل او ندارد یاد
1 مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب جهان چو پر غرابست و دل چو پر ذباب
2 ز بهر تیرگی شب مرا رفیق چراغ ز بهر روشنی دل مرا ندیم کتاب
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به