🌟 نیت کن و فال حافظ بگیر 🌟
ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی

ظهیر فاریابی
ظهیر فاریابی

تا غمزه تو تیر جفا بر از ظهیر فاریابی قصیده 18

قصیده 18 ام از 306 قصاید

تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد

🌙 حالت شب
شماره بیت
اندازه متن
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
  • 6
  • 7
  • 8
  • 9
  • 10
  • 11
  • 12
  • 13
  • 14
  • 15
  • 16
  • 17
  • 18
  • 19
  • 20
  • 21
  • 22
  • 23
  • 24
  • 25
  • 26
  • 27

1 تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد خوی تو رسم خیره کشی در جهان نهاد

2 بس جان نازنین که بلا را نشانه شد زان تیرها که غمزه تو بر کمان نهاد

3 صبری که در میان غمم دستگیر بود از دست محنت تو قدم بر کران نهاد

4 عیشی که چشم عقل بدوزد ز تیرگی دست زمانه در سر زلفت عیان نهاد

5 و اندیشه ای که گم شود زلطف در ضمیر گردون به راز با کمرت در میان نهاد

6 بر ره نشست دیده که تا چون وفا شود آن وعده ها که لطف تو در گوش جان نهاد

7 در خط شَوَم ز سبزه خط ّتو هر زمان تا لب چرا بر آن لب شکر فشان نهاد

8 بر سر زنم ز غیرت زلف تو کز چه وجه سر بر کنار تازه گل و ارغوان نهاد

9 زین گونه مشکلات که در راه عشق توست دل بر وفای عهد تو مشکل توان نهاد

10 دانم یقین که نشکند الا ثنای شاه مهری که عشوه تو مرا بر زبان نهاد

11 منت خدایراکه به نام خدایگان بر چرخ پیر مسند بخت جوان نهاد

12 دست زمانه گوهر شاهی به فال نیک در آستین حکم قزل ارسلان نهاد

13 شاه جهان مظفر دین خسرو عجم کز فخر پای بر سر هفت آسمان نهاد

14 در تنگنای بیضه ز تدبیر عدل او نقاش طبع پیکر مرغ آشیان نهاد

15 قدرش رکاب با فلک اندر رکاب شد فرمانش با زمانه عنان در عنان نهاد

16 ای خسروی که در صف هیجا تو را خرد همتای پیل جنگی وشیر ژیان نهاد

17 از انتقام عدل تو با ضعف خویش کبک در چشم باشه و دل باز آشیان نهاد

18 چشم بنفشه صورت قهرت به خواب دید سر چون عدوت بر سر زانو از آن نهاد

19 بر بام هفت قلعه گردون هزار شب حزم تو پای بر زبر پاسبان نهاد

20 تو بی قرینی از همه اقران از آن قبل نامت زمانه خسرو صاحب قران نهاد

21 دستت سبک مخالف دین را بباد داد زان بادها که بر سر گرز گران نهاد

22 جاه تو اسب بر سر مهر و سپهر تاخت جود تو داغ بر دل دریا و کان نهاد

23 جز سرمه اجل نبرد حیرتی که دهر در چشم دشمن تو به نوک سنان نهاد

24 تیر تو مُسرِعی است که پیش از زه کمان تقدیر مژده ظفرش در دهان نهاد

25 آن سر که چرخ از خط تکلیف بر گرفت در امتثال حکم تو بر آستان نهاد

26 تا در قبول عقل نیاید که آدمی دل بر بقای مملکت جاودان نهاد

27 جاوید زی که نوبت ملک تو را قضا در وجه دفع فتنه آخر زمان نهاد

ظهیر فاریابی از شاعران بزرگ قرن 6 هجری می باشد و سبک شعری ایشان عراقی است.
اثر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد قصیده 18 ام از 306 قصاید ظهیر فاریابی می باشد
شعر قالب : قصیده سبک : عراقی
عکس نوشته
کامنت
سوالات متداول درباره شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد

شاعر شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد چه کسی است ؟

شاعر شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد ظهیر فاریابی می باشد.

شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد در چه دوره‌ای سروده شده است؟

این شعر در قرن 6 سروده شده است.

قالب شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد چیست ؟

قالب شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد قصیده است

سبک شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد چیست ؟

سبک شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد سبک عراقی است

مضمون اصلی شعر تا غمزه تو تیر جفا بر کمان نهاد چیست؟

این شعر در دسته‌بندی شعر فارسی, شعر کوتاه, طبیعت, عارفانه, عاشقانه, غمگین, مرگ, می‌نوشی قرار دارد و مضمون اصلی آن شعر فارسی, شعر کوتاه, طبیعت, عارفانه, عاشقانه, غمگین, مرگ, می‌نوشی است.
ظهیر فاریابی

تا غمزه تو تیر جفا بر از ظهیر فاریابی قصیده 18

قصیده 18 ام از 306 قصاید
بنر