1 تا گرد رخت سنبل تر کاشته اند آن چاه رخت دل از مهر تو برداشته اند
2 آن چاه ذقن ، که دل درو می افتاد تا لب ببنفشهٔ تر انباشته اند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 همه کار گیتی بود برقرار چو با دین و دانش بود شهریار
2 بعدلست هر سلطنت را ثبات بعلمست هر مملکت را مدار
1 جهان سرای غرورست، نی سرای سرور طمع مدار سرور اندرین سرای غرور
2 بعاقبت بحسام هوان شود مجروح دلی که او بحطام جهان شود مسرور
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به