1 به مجلس کو نزیل جود خویش است کجا یارم که نزل دون فرستم
2 اگرچه ماهی از یونس شرف یافت به یونس فلس ماهی چون فرستم
3 چه مرغم کز پی شهباز شیبت قبا اطلس، کلاه اکسون فرستم
4 کلاه از زرکش خورشید سازم قبا از ازرق گردون فرستم
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 گرنه عشق او قضای آسمانستی مرا از بلای عشق او روزی امانستی مرا
2 گر مرا روزی ز وصلش بر زمین پای آمدی کی همه شب دست از او بر آسمانستی مرا
1 یارب آن خال بر آن لب چه خوش است بر هلالش نقط از شب چه خوش است
2 دهنش حلقهٔ تنگ زره است نقطه بر حلقهٔ مرکب چه خوش است
1 بخت بدرنگ من امروز گم است یارب این رنگ سواد از چه خم است
2 دلدل دل ز سر خندق غم چون جهانم که بس افکنده سم است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به