1 گفتند گلابست بدیدیم گل آب است هر چند گل آب است تو می گو که گلابست
1 جان چو عودست و دل چو مجمر ما آتش نور عشق دلبر ما
2 آفتاب سپهر و جان جهان پرتوی دان ز رای انور ما
1 ساقی ز کرم نواخت ما را خمخانه بریخت بر سر ما
2 ما جام و بر آب چون حبابیم دریاب ز ما و ما ز دریا
1 دردمندانیم و مانده بی دوا همدم و همدرد ما هم درد ما
2 غرق در دریای بی پایان شدیم غیر ما دیگر نباشد آشنا