1 یک دل آسوده در این باغ نیست لالهای نبود که او را داغ نیست
2 قتل تیهو بس که کار طغرل است صلصل و دراج صید زاغ نیست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 قامتی در زیر بار عشق خم داریم ما نغمهای از ساز دل بی زیر و بم داریم ما
2 خاکساری نیست کم از دستگاه اعتبار بوریای فقر همچون تخت جم داریم ما
1 غم تو تا نفس باقیست با من هر نفس بادا به جز روی گلت دیگر به چشمم خار و خس بادا!
2 خیالم در شب زلفت رود ناگه به عیاری به شهرستان حسنت نرگس مستت عسس بادا!
1 سرشکم دانه بیحاصل کیست؟! قماش ناله بار محمل کیست؟!
2 دلم هر لحظه دارد اضطرابی تپش فرسود شوق بسمل کیست؟!
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به