1 شخص و سایه دو نماید در نظر بگذر از سایه یکی را می نگر
2 مظهر و مظهر به نزد ما یکی است آب این امواج و این دریا یکیست
3 ز اعتبار ما و تو باشد دوئی همچو ما بگذر ز خود کان یک توئی
4 هر که او فانی شود باقی شود مدتی رندی کند ساقی شود
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده این چنین شادی خوش بی عیب از غیب آمده
2 در گلستان غنچهٔ گل در هوای روی او پیرهن بدریده و بی دامن و جَیب آمده
1 رند مستی چو دمی با او برآ از در میخانهٔ ما خوش درآ
2 مجلس ما را غنیمت می شمُر زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا
1 همه عالم تو را و او ما را طلب او کن و بجو ما را
2 سر زلفش به دست ما افتاد می نمایند مو به مو ما را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به