1 دگر ره گفت اگر جان هست حاصل نه نقش کالبدها هست باطل؟
2 چو میبینم بخواب این نقشها چیست نگهدارنده این نقشها کیست؟
3 جوابش داد کز چندین شهادت خیال مردم را با تست عادت
4 چو گردد خواب را فکرت خریدار در آن عادت شود جانها پدیدار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ز راه پاسخ آن ماه قصب پوش ز شکر کرد شه را حلقه در گوش
2 گشاد از درج گوهر قفل یاقوت رطب را قند داد و قند را قوت
1 چو شیرین در مداین مهد بگشاد ز شیرین لب طبقها شهد بگشاد
2 پس از ماهی کز آسایش اثر یافت ز بیرون رفتن خسرو خبر یافت
1 چو رود باربد این پرده پرداخت نکیسا زود چنگ خویش بنواخت
2 در آن پرده که خوانندش حصاری چنین بکری بر آورد از عماری
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به