1 دگر ره گفت اگر جان هست حاصل نه نقش کالبدها هست باطل؟
2 چو میبینم بخواب این نقشها چیست نگهدارنده این نقشها کیست؟
3 جوابش داد کز چندین شهادت خیال مردم را با تست عادت
4 چو گردد خواب را فکرت خریدار در آن عادت شود جانها پدیدار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو شد پرداخته فرهاد را چنگ ز صورت کاری دیوار آن سنگ
2 نیاسودی ز وقت صبح تا شام بریدی کوه بر یاد دلارام
1 چو شد معلوم کز حکم الهی به هرمزبر تبه شد پادشاهی
2 به فرختر زمان شاه جوانبخت به دارالملک خود شد بر سر تخت
1 شباهنگام کاین عنقای فرتوت شکم پر کرد ازین یک دانه یاقوت
2 به دشت انجرک آرام کردند بنوشانوش میدر جام کردند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به