1 آنی که عدو چو برگ بیدست از تو در حسن زمانه را نویدست از تو
2 مه را به ضیا هنوز امیدست از تو این رسم سیهگری سپیدست از تو
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هر که در عاشقی تمام بود پخته خوانش اگر چه خام بود
2 آنکه او شاد گردد از غم عشق خاص دانش اگر چه عام بود
1 هر آن روزی که باشم در خرابات همی نالم چو موسی در مناجات
2 خوشا روزی که در مستی گذارم مبارک باشدم ایام و ساعات
1 ناز را رویی بباید همچو ورد چون نداری گرد بدخویی مگرد
2 یا بگستر فرش زیبایی و حسن یا بساط کبر و ناز اندر نورد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به