1 مفتی دین مروت ای که فلک را آرزو آید که در رکاب تو پوید
2 دست صبا هر سپیده دم ببهاران چهرۀ گل را بآب لطف تو شوید
3 فتوی آورده ام بحضرت عالی کز تو همه کس جواب فتوی جوید
4 گر زدعاگو کسی بپرسد و گوید حاصل تو زین سفرچه بود چه گوید؟
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هرکه به روی لعل شیرین تو فرمان میدهد جان شیرین از بن سی و دو دندان میدهد
2 چشم بدمستت به زخم تیغ حاصل میکند هر قراری کان سر زلف پریشان میدهد
1 درد دل از حد گذشت و یار نداند دل همه غم گشت و غمگسار نداند
2 شد ز ضعیفی تنم چنان که گر او را گیری صد بار در کنار نداند
1 از تو جز درد دل و خون جگر حاصل نیست چه کنم جان؟ چو جزین هیچ دگر حاصل نیست
2 بر نبندد ز میان تو کمر طرفی، از آنک در میان خود بجز از طرف کمر حاصل نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به