1 کیش زرتشت را سه پایه بود هر یکی را به چرخ سایه بود
2 کاخ هستی بود برین سه ستون ماه و برجیس و مهر بر گردون
3 هر که رو کرد سوی دین بهی شد رکاب تنش ز درد تهی
4 گفت جستم براه دین پیشی استوارم به نیک اندیشی
5 استوارم به نیک گفتاری استوارم به نیک کرداری
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 چو مرد گیرد بعد از رضا ره تسلیم مسلم است بر او خسروی هفت اقلیم
2 خلیل رحمن دیدی که از صنمخانه بسوی یزدان آمد همی بقلب سلیم
1 زلال خضر کزان تشنه ماند اسکندر ببین که گشته روان در کنار بحر خزر
2 هر آنچه جست سکندر درون تاریکی بروشنی شده ما را نصیب خوش بنگر
1 بشارت باد سلطان غری را که جیش عشرت آمد عسگری را
2 ز نرجس زاده حی العالم امروز سمن پرورد گلبرگ طری را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به