1 جهان جوی فرخنده ی ماه چهر بر اورنگ شاهی بیامد چو مهر
2 گران مایه میر خراسان بدی که دل ها همه زو هراسان بدی
3 بکشتند او را بس از چارسال بدآمد بر ایرانیان بخت و فال
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نشاندند زاماسب را بر بگاه که او بد برادر به پیروز شاه
2 همی داشت کشور به آیین و داد ازو موبدان شاه و او نیز شاد
1 پس از وی زرکسیس کش پور بود هم از دخت سیروس وخشور بود
2 به گاه مهی اندر آمد دلیر همانا که او بود فرخ زریر
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به