1 سرود گوی شد آن مرغک سرود سرای چو عاشقی که به معشوق خود دهد پیغام
2 همی چه گوید ؟ گوید که : عاشقا ، شبگیر بگیر دست دلارام و سوی باغ خرام
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 بگشای چشم و ، ژرف نگه کن به شنبلید تابان به سان گوهر ، اندر میان خوید
2 بر سان عاشقی که ز شرم رخان خویش دیبای سبز را به رخ خویش بر کشید
1 از گواز و تَش و انگشته و بهمان و فلان تا تبرزین و دبوسی و رکاب و کمری
1 ای دریغا که مورد زار مرا ناگهان باز خورد برف ِ وغیش
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به