1 بیداد براین تنگدل آخر بس کن ای ظالم ده رنگ دل آخر بس کن
2 از خیره کشیت سنگ بر من بگریست ای خیرهکش سنگدل آخر بس کن
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 حاشا که مرا جز تو در دیده کسی باشد یا جز غم عشق تو در دل هوسی باشد
2 کس چون تو نشان ندهد در کل جهان لیکن چون این دل هر جائی هر جای بسی باشد
1 حصن جان ساز در جهان خلوت دو جهان ملک و یک زمان خلوت
2 باک غوغای حادثات مدار چون تو را شد حصار جان خلوت
1 طره مفشان که غرامت بر ماست طیره منشین که قیامت برخاست
2 غمزه بر کشتن من تیز مکن کان نه غمزه است که شمشیر قضاست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به