1 سخن آن به که بهر ارجمندی ز معراج نبی یابد بلندی
2 رسولی کاسمان را پایه داده رکابش عرش را پیرایه داده
3 شبی تنگ آمده زین حجرهٔ تنگ ز پستی سوی بالا کرد آهنگ
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای ترا در دیده من جای خواب دیده بی خوابم از تو جای آب
2 شب چو خوابم نیست بهر دیدنت چند سازم خویش را عمدا به خواب
1 باشد آن روزی که بینم غمگسار خویش را شادمان یابم دل امیدوار خویش را
2 شد دو چشمم ز انتظارش چار در راه امید چار جانب وقف کردم هر چهار خویش را
1 بیچاره کسی کو به غم خوش پسران زیست کز دیده و دل در پی ایشان نگران زیست
2 گر یافت کسی از لب بی خط اثر ذوق تا زیست در اندیشه ساده شکران زیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به