1 تا بود چنین بود و چنین است جهان از حادثه دهر کرا بود امان
2 بلقیس اگر به ملک جاویدان رفت جاوید تو مانی ای سلیمان زمان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 آن مستی تو دوش ز پیمانهٔ که بود چندین شراب در خم و خمخانهٔ که بود
2 ای مرغ زود رام که آورد نقل و می دام فریب آب که و دانهٔ که بود
1 چو شمع شب همه شب سوز و گریه زانم بود که سرگذشت فراق تو بر زبانم بود
2 شد آتش جگرم پیش مردمان روشن ز خون گرم که در چشم خونفشانم بود
1 در دل همان محبت پیشینه باقی است آن دوستی که بود در این سینه باقی است
2 باز آ و حسن جلوه ده و عرض ناز کن کان دل که بود صاف چو آیینه باقی است
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به