1 دیده که نادیدهٔ دیدار تست دیده و نادیده گرفتار تست
2 چون اثر شوق ز غایت گذشت کفهٔ دانش ز کفایت گذشت
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دیدم بسی زمانه مردآزمای را سازنده نیست هیچ امیر و گدای را
2 جز باد و دم ترنم این تنگنای نیست چون غلغل تهی نفس تنگنای را
1 بشکفت گلها در چمن، ای گلستان من بیا سرو ایستاده منتظر، سرو روان من
2 از گریه من هر طرف، پر لاله و گل شد زمین وقتی به گلگشت، ای صنم، در گلستان من
1 وه که اگر روی تو در نظر آید مرا عیش زخورشید و مه روی نماید مرا
2 بسته تست این دلم با دگرانم مبند کاش که با دیگران دل بگشاید مرا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به