1 باد نوروزی صلا بر خوان عشرت میزند یا جهان از دلگشایی دم ز جنت میزند؟!
2 سبزه دل را صیقل از زنگ کدورت میزند بر رخ جانها هوا آب از طراوت میزند!
3 گستراند تا بساط خرمی در گلستان ابر دامن بر کمر از بهر خدمت میزند
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 در دیده تاب نیست دگر طفل اشک را یاد تو کرده شوخ مگر طفل اشک را
2 غافل نمیشود نفسی از مکیدنش پستان مادر است جگر طفل اشک را
1 بر سر خاک دوستان، پا نه و دیده برگشا رو نفسی بخود فرو، یک نفس از خودی برآ
2 لوح مزار دوستان، پیش نظر نه و، ببین صورت حال خود ازین، آینه بدن نما
1 قد خم شد و افتاد جهان از نظر ما واشد سر و سامان هوسها، ز سر ما
2 در تن حرکت نیست، بجز گردش رنگم دیگر سفر هند حنا شد سفر ما
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به