1 فقر هم خودنمایی ای دارد بی نیازی گدایی ای دارد
2 دست کوتاه یاس را نازم نارسایی رسایی ای دارد
3 برده کشتی شکسته ها به کنار موج هم ناخدایی ای دارد
4 انتقامی است بیزبانها عجز زور آزمایی ای دارد
5 گشت مطلب روا ز یأس اسیر با دلم آشنایی ای دارد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دلم آیینه گر شرمندگی را وجودم داغ دارد بندگی را
2 خجل دارد دل کم فرصت من فروزان اختر فرخندگی را
1 رخصت کشتنم بده نرگس کم نگاه را یا مکن آشنای دل گرمی گاه گاه را
2 می کنم اضطراب را پیش تو پاسبان دل تا نبرد ز دیده ام چاشنی نگاه را
1 جنون نمی کند از خویشتن جدا ما را چه احتیاج به یاران آشنا ما را
2 اگر چه ساده خیالیم ساده لوح نه ایم کدام وعده چه دل دیده ای کجا ما را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به