1 دردمندی فقیر اگر یابی به کرم درد او دوا فرما
2 وعده گر دهی به درویشی وعدهٔ خویش را وفا فرما
3 این نصیحت قبول اگر افتد دولتی دان و یاد ما فرما
1 عیسی گردون نشین تابع تو در ازل موسی دریا شکاف امت تو لم یزل
2 مهر منور نقاب از هوس روی تو بر رخ مه می کشد نقش خیالت بحل
1 شاه خودرائی است این سلطان ما جان فدای او و او جانان ما
2 با دلیل عقل عاشق را چه کار حال ذوق ما بُود برهان ما
1 در آمد ساقی و آورد جام می برای ما منور کرد نور او سرای که سرای ما
2 همه می های میخانه به ما انعام فرمودند کرم بنگر که الطافش چه ها کرده به جای ما