1 «عشق شور انگیز را هر جاده در کوی تو برد» «بر تلاش خود چه مینا زد که ره سوی تو برد»
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 سبز بادا خاک پاک شافعی عالمی سر خوش ز تاک شافعی
2 فکر او کوکب ز گردون چیده است سیف بران وقت را نامیده است
1 مپرس از عشق و از نیرنگی عشق بهر رنگی که خواهی سر بر آرد
2 درون سینه بیش از نقطه ئی نیست چو آید بر زبان پایان ندارد
1 عهد حاضر فتنه ها زیر سر است طبع ناپروای او آفت گر است
2 بزم اقوام کهن برهم ازو شاخسار زندگی بی نم ازو
1 مثل آئینه مشو محو جمال دگران از دل و دیده فرو شوی خیال دگران
2 آتش از ناله مرغان حرم گیر و بسوز آشیانی که نهادی به نهال دگران
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به