1 بر دامن دشت بنگر آن نرگس مست چشمی به ره و سبزهعصایی در دست
2 گویی مجنون به انتظار لیلی ازگور برون آمد و بر سبزه نشست
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 وزیر فرهنگ ای جسم فضل و جان ادب کز اصطناع تو معمور شد جهان ادب
2 ز زخم حادثه، لطف تو شد حصار هنر به جاه و مرتبه، عهد تو شد ضمان ادب
1 هر کرا مهر وطن در دل نباشد کافر است معنی حبالوطن، فرمودهٔ پیغمبر است
2 هرکه بهر پاس عرض و مال و مسکن داد جان چون شهیداناز می فخرشلبالبساغر است
1 گویند حکیمان که پس ازمرگ، بقا نیست ور هست بقا، فکرت و اندیشه بجا نیست
2 ما را که برنجیم از این زندگی امروز در سر هوس زیستن و شوق بقا نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به