1 بر خاک نهم پیش تو سر گر خواهی وان خاک کنم ز دیدهتر گر خواهی
2 ای جان چو به یاد تو مرا کار نکوست جان نیز دل انگار و ببر گر خواهی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ای صنم در دلبری هم دست و هم دستان تراست بر دل و جان پادشاهی هم دل و هم جان تراست
2 هم حیات از لب نمودن هم شفا از رخ چو حور با دم عیسی و دست موسی عمران تراست
1 از عشق روی دوست حدیثی به دست ماست صیدیست بس شگرف نه در خورد شست ماست
2 میدان مهر او نه به کام سمند ماست درع وفای او نه به بالای پست ماست
1 دوش مرا عشق تو ز جامه برانگیخت بی عدد از دیدگانم اشگ فرو ریخت
2 دست یکی کرد با صبوری و خوابم آن ز دل از دو دیده یکسر بگریخت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به