1 ای باد به کوی او گذر کن معشوق مرا ز من خبر کن
2 با دلبر من بگو که جانا در عاشق خود یکی نظر کن
3 چوبی که ز هجر تو بود خشک از آب وصال خویش تر کن
4 صد دفتر هجر حفظ کردی یک صفحه ز وصل هم ز بر کن
5 ور نیک نمیکنی به جایم با من صنما تو سر به سر کن
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 تا لب تو آنچه بهتر آن برد کس ندانم کز لب تو جان برد
2 دل خرد لعل تو و ارزان خرد جان برد جزع تو و آسان برد
1 نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد
2 وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد
1 دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت بامدادان پگه دست منست و دامنت
2 چند ازین شوخی قرارم ده زمانی بر زمین نه همین آب و زمین بخشید باید با منت
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به