1 آبان روز است روز آبان خرم گردان به آب رز جان
2 بنشین به نشاط و دوستان را ای دوست به عز و ناز بنشان
3 تا باده خوریم و شاد باشیم بر یاد خدایگان گیهان
4 سلطان ملک ارسلان مسعود کایام چو او ندید سلطان
5 آن شاه که هست نام عالیش بر نامه عدل و ملک عنوان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 باد خزان روی به بستان نهاد کرد جهان باز دگرگون نهاد
2 شاخ خمیده چو کمان برکشید سر ما از کنج کمین برگشاد
1 مگر مشاطه بستان شدند با دو سحاب که این ببستش پیرایه وان گشاد نقاب
2 به در و گوهر آراسته پدید آمد چو نوعروسی در کله از میان حجاب
1 هیچ کس را غم ولایت نیست کار اسلام را رعایت نیست
2 نیست یک تن درین همه اطراف که درو وهن را سرایت نیست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به