1 آبان روز است روز آبان خرم گردان به آب رز جان
2 بنشین به نشاط و دوستان را ای دوست به عز و ناز بنشان
3 تا باده خوریم و شاد باشیم بر یاد خدایگان گیهان
4 سلطان ملک ارسلان مسعود کایام چو او ندید سلطان
5 آن شاه که هست نام عالیش بر نامه عدل و ملک عنوان
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 به نظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست مرا سزاست که امروز نظم و نثر مراست
2 به هیچ وقت مرا نظم و نثر کم نشود که نظم و نثرم در است و طبع من دریاست
1 زیور آسمان چو بگشایند کله های هوا بیارایند
2 کوه را سر به سیم درگیرند دشت را رخ به زر بیندایند
1 شاهان جهان شاهی و شاه جهانیا در چشم جور و عدل پدید و نهانیا
2 بایسته تر به خسروی اندر ز دیده ای شایسته تر به مملکت اندر زجانیا
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به