1 نه در ره اقرار قراری داری نه از صف انکار کناری داری
2 می پنداری که کار تو سرسری است؟ کوته نظرا، دراز کاری داری
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ببزم وصال تو هر جرعه ای که دولت بنایم فرو می کند
2 چو خواهم که گیرم بکف، تخت بد دگر باره اندر سبو می کند
1 مردم چشمم چو مرکز پلک چون برهون شود مرکز و برهون ز عشقت هر شبی گلگون شود
1 ای چنگ، سرافگنده چو هر ممتحنی در پای کشان زلف چو محبوب منی
2 گر حلق تراست خشک، پس در چه فنی؟ هم خشک زبانی تو و هم تر سخنی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به