1 هرگز دل من به عیش فیروز مباد بی ناله زار و آه جانسوز مباد
2 گر روز خوش اینست که یاران دارند یارب شب محنت مرا روز مباد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 ما را که با تو غیر وفا در میانه نیست بی جرم می کشی تو و هیچت بهانه نیست
2 از دل کدام شب که مرا خون روانه نیست باشم شهید عشق وجزاینم نشانه نیست
1 آنان که در طلب به پی دل نمی رسند صد سال اگر روند بمنزل نمی رسند
2 این ظلم دیگرست که صیاد پیشگان یکبار بر جراحت بسمل نمی رسند
1 زصید من چه شود گر عنان بگردانی عنان ز صید من ناتوانی بگردانی
2 زگلبنی که برو بلبل آشیان بستی گلش چو ریخت مباد آشیان بگردانی
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به