1 هرگز نشود دار فنا جای قرار بی گریه کس از رحم نیاید به کنار
2 گل جامه دریده بر سر شاخ آید از بس که به دامنش درآویزد خار
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 نظر بر روی او دزدیده بگشا ز خود گم گرد و بر وی دیده بگشا
2 گل پژمرده ما باغبان چید صبا گو غنچه ناچیده بگشا
1 بی هنری در دماغ نیست بد سوزد آن فتیله که از شعله داغ نیست
2 هرگز فرشته از سر بامش نمی پرد آن را که مرغ نامه بری در سراغ نیست
1 از کف نمی دهد دل آسان ربوده را دیدیم زور بازوی ناآزموده را
2 من در پی رهایی و او هر دم از فریب بر سر گره زند گره ناگشوده را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به