1 مصطفی کرد از خدا نقل این کلام گفت از خلقم مباهاتست عام
2 پس بفاروقم مباهاتست خاص نیست از اخلاص کس را این خلاص
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 هر که درین دیرخانه مرد یگانه است تا به دم صور مست درد مغانه است
2 ور به دم صور باهش آید ازین می نیست مبارز مخنث بن خانه است
1 در دلم تا برق عشق او بجست رونق بازار زهد من شکست
2 چون مرا میدید دل برخاسته دل ز من بربود و درجانم نشست
1 دردا که ز درد ناکسی میمیرم در مشغلهٔ مهوّسی میمیرم
2 هر روز هزار گنج مییابم باز اما به هزار مفلسی میمیرم
1 ترا در علم معنی راه دادند بدستت پنجهٔ الله دادند
2 ترا از شیر رحمت پروریدند براه چرخ قدرت آوریدند
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به