1 گل گرفتار نقش بالینش صبح دل چاک خواب شیرینش
2 در ره کفر و دین غبار شدم پی نبردم به دین و آیینش
3 گر ز قتلم هنوز راضی نیست مرغ روحم شکار شاهینش
4 سخن آهسته تر ز حسرتیان برده فرهاد خواب شیرینش
5 شکوه ای از کسی ندارد اسیر سینه صافی است حاصل کینش
اولین نفری باشید که نظر میدهید ✨
1 رام طاعتیم و کشاکش کمند ما صید دلیم و گردن تسلیم بند ما
2 شکر فروش خنده او زهر چشم او تلخی فزای گریه ما زهرخند ما
1 تا چند خبر پرسی از بیسروسامانها دیوانه کجا باشد در کوه و بیابانها
2 شوریدهتر ای قمری آشفتهتر ای مجنون او سرو گلستانها من خار بیابانها
1 کسی طی می تواند کرد راه ای بیابان را که پای شوق او از سبزه نشناسد مغیلان را
2 به جایی می رسد پاکیزه گوهر گرچه در اول صدف زندان نماید قطره باران نیسان را
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به
دیدگاهها **