1 استاد محمد آنکه دلاک بود همچون دم تیغ خویش ناپاک بود
2 مقراض اجل تسمه عمرش ببرد وزنشتر من زخم دلش چاک بود
3 باید نگریست تیغ همچون نیشش تا اجر دهم ز طبع خیراندیشش
4 گر کند شود کند نهم بر پایش ور تیز بود تیز دهم بر ریشش
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مرا وزارت عدلیه از نخستین بار ندید قابل شفقت نخواند لایق کار
2 چرا که فاقد هر شرط و جامع هر خلف بدم که آدمیم من نه گرگ آدم خوار
1 شاد باش ای مجلس ملی که بینم عنقریب از تو آید درد ملت را درین دوران طبیب
2 شاد باش ای مجلس ملی که از تو چیره گشت دست مسجد بر کلیسا نور فرقان بر صلیب
1 بسی جستم نشان از اسم اعظم که بد نقش نگین خاتم جم
2 همه اقطار عالم سیر کردم مگر جویم نشان زان نقش خاتم
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به