1 ملکا، جشن مهرگان آمد جشن شاهان و خسروان آمد
2 خز به جای ملحم و خرگاه بدل باغ و بوستان آمد
3 مورد به جای سوسن آمد باز می به جای ارغوان آمد
4 تو جوانمرد و دولت تو جوان می به بخت تو نوجوان آمد
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 اگر امیر جهاندار داد من ندهد چهار ساله نوید مرا که هست خرام
2 همه نیوشهٔ خواجه به نیکویی و به صلح همه نیوشهٔ نادان به جنگ و کار نغام
1 کفیدش دل از غم، چون آن کفته نار کفیده شود سنگ تیمار خوار
1 جز آن که مستی عشقست هیچ مستی نیست همین بلات بسست، ای بهر بلا خرسند
2 خیال رزم تو گر در دل عدو گردد ز بیم تیغ تو بندش جدا شود از بند
1 هرکه نامخت ازگذشت روزگار نیز ناموزد ز هیچ آموزگار
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به