1 لحیان و حمره نصرت خارج بیاض و قبض پس اجتماع و عتبه و انگیس و عقله گیر
2 قبض دخیل و کوسج و نصرت نقی خد پس عتبه و طریق و جماعت همی پذیر
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 مژده ای دل که ز ره قافله داد آمد نایب السلطنه با داد خدا داد آمد
2 بحر علم آمد و از گوهر تابان زد موج کوه عزم آمد و با پنجه پولاد آمد
1 همتی ای ناخدا کرم کن و دریاب کشتی ما را که اوفتاده به گرداب
2 نه خبر از ساحل و نه راه به مقصد نه اثر از نور آفتاب وز مهتاب
1 روز میلاد شهی راد و عظیم الشانست کایة الله علی دائرة الامکانست
2 کاشف وحی و گشاینده تاویل که خود سر تنزیل نبی ترجمه فرقانست
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به