1 ای خسروی که رایت جاه و جلال تو سر بر محیط عالم علوی فراشته ست
2 گردون مظلّه ای ست که در عرصه وجود عصمت همیشه بر سر مُلکت بداشته ست
3 از چهره زمانه فرو شوی گرد ظلم ایزد تو را بر او نه به بازی گماشته ست
4 شاها منم که خامه اقبال روز و شب مدح تو بر صحیفه جانم نگاشته ست
5 مگذار ضایعم که مرا دور روزگار بر اعتماد جود تو ضایع گذاشته ست
دیدگاهها **