1 ای گل آبدار نوروزی دیدنت فرخی و فیروزی
2 ای فروزنده از رخانت جان آتش عشق تا کی افروزی
3 دل بدخواه سوز اندر عشق چونکه دلهای عاشقان سوزی
4 از لب آموز خوب مذهب خوب از دو زلفین چه تنبل آموزی
5 ای دریده دل من از غم عشق زان لب چون عقیق کی دوزی
اولین نفری باشید که نظر میدهید
این شعر چه حسی در تو زنده کرد؟ برداشتت رو بنویس، تعبیرت رو بگو، یا پرسشی که در ذهنت اومده رو مطرح کن.
1 دان و آگه باش اگر شرطی نباشد با منت بامدادان پگه دست منست و دامنت
2 چند ازین شوخی قرارم ده زمانی بر زمین نه همین آب و زمین بخشید باید با منت
1 تا لب تو آنچه بهتر آن برد کس ندانم کز لب تو جان برد
2 دل خرد لعل تو و ارزان خرد جان برد جزع تو و آسان برد
1 نگارینا دلم بردی خدایم بر تو داور باد به دست هجر بسپردی خدایم بر تو داور باد
2 وفاهایی که من کردم مکافاتش جفا آمد بتا بس ناجوانمردی خدایم بر تو داور باد
شماره موبایل خود را وارد کنید:
کد ارسالشده به